| خانه | آرشیو | پست الکترونیک |
|
!!شعر نو
با عرض سلام، دوست خوبم فرزاد پيشنهاد كردند مدتي از حال و هواي كلاسيك بيام بيرون و از نيما شروع كنم و برم جلو ... اما زيادي رفتم جلو و از يك تازه شاعر ۱۷ ساله كه وبلاگ نداره و از من خواسته تا شعرهاشو توي وبلاگم بنويسم شروع كردم؛ اين دوست جديد ما خوشحال ميشه اگه نظراتتونو راجع به شعرش بفرماييد.
" فرياد "
يك ابتلاي گنگ، يك آرميده به پهناي فكر و روح، تبديل كرده است دل را به معراج نام خود.
خاموش لحظهايست در معبد نظر، آن دم كه نور چشم او خاموش میشود.
هوش و حواس و عقل با يك تكان مردمك پرواز ميكند،
برخاک می شوم؛ قلبم نميتپد، احساس من مقابل رويَش چه بي درنگ، فرياد ميشود، از چشم ميرود، او آب ميشود.
روحم اسير چشم او هوشم به حال مرگ، عقلم درون گور. خاموش لحظه ايست آن دم كه عشق من مرگ مرا فرياد ميزند.
|+| نوشته شده توسط شهره در چهارشنبه 24 خرداد1385 و ساعت 7:34 قبل از ظهر |
|
درباره وبلاگ
دوست دارم پس از آنکه در روی این زمین آنچه را که از من انتظار میكشید جلوه گر ساختم یکباره و بی آرزو بمیرم.
(مائده های زمینی- آندره ژید) منوی اصلی
صفحه نخستپست الكترونيك آرشيو مطالب خانگي سازی ذخيره كردن صفحه اضافه به علاقه منديها نوشته های پیشین
مرداد 1387دی 1386 شهریور 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اسفند 1385 آذر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 پيوندها
دخترم، ملکهي بهاردر آخرين چكاد با فرزاد فريد و گلهاي كاغذي قوس قزح حميد و كوچه باغهاي آسمان در انتظار يار با عادل آبتني رامين در حوضچهاش باز هم باران با مريم خاطرات سارا چشم غمگين حديث |
| Powered By BLOGFA - Designing & Supporting Tools By WebGozar |