| خانه | آرشیو | پست الکترونیک |
|
شهرهي آفاق
پيش از اينت بيش ازين انديشهي عشاق بود
مـهرورزي تـو بــا مـا شـهرهي آفــاق بـود ياد باد آن صحبت شبها كه با نوشين لبان بحث سر عشق و ذكر حلقهي عشاق بود پيش از اين كاين سقف سبز و طاق مينا بركشند منظر چشم مرا ابروي جانان طاق بود از دم صـبـح ازل تــا آخـر شـام ابـد دوستي و مهر بر يك عهد و يك ميثاق بود حسن مهرويان مجلس گر چه دل مي برد و دين بحث ما در لطف طبع و خوبي اخلاق بود سايهي معشوق اگر افتاد بر عاشق چه شد ما به او محتاج بوديم او به ما مشتاق بود رشتهي تسبيح اگر بگسست معذورم بدار دستم اندر ساعد ساقي سيمين ساق بود بر در شاهم گدايي نكتهاي در كار كرد گفت بر هر خوان كه بنشستم خدا رزاق بود در شب قدر ار صبوحي كردهام عيبم مكن سرخوش آمد يار و جامي بركنار طاق بود شعر حافظ در زمان آدم اندر باغ خلد دفتر نسرين و گلزار، نيت اوراق بود |+| نوشته شده توسط شهره در چهارشنبه 30 فروردین1385 و ساعت 11:7 قبل از ظهر |
|
درباره وبلاگ
دوست دارم پس از آنکه در روی این زمین آنچه را که از من انتظار میكشید جلوه گر ساختم یکباره و بی آرزو بمیرم.
(مائده های زمینی- آندره ژید) منوی اصلی
صفحه نخستپست الكترونيك آرشيو مطالب خانگي سازی ذخيره كردن صفحه اضافه به علاقه منديها نوشته های پیشین
مرداد 1387دی 1386 شهریور 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اسفند 1385 آذر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 پيوندها
دخترم، ملکهي بهاردر آخرين چكاد با فرزاد فريد و گلهاي كاغذي قوس قزح حميد و كوچه باغهاي آسمان در انتظار يار با عادل آبتني رامين در حوضچهاش باز هم باران با مريم خاطرات سارا چشم غمگين حديث |
| Powered By BLOGFA - Designing & Supporting Tools By WebGozar |