| خانه | آرشیو | پست الکترونیک |
|
ديدار حق خواهم عيان
اي دل چــه انـديـشـيدهاي، در عـذر آن تـقصـيـرها زآنـسـوي او چندان وفـا، زيـنسـوي تـو چنـدين جـفا
زآنـسوي اوچـندان كـرم، زيـنسـوخلاف وبيش وكـم زآنـسوي او چندان نـعـم، زيـنسوي تـو چنـدين خطا
زيـنسوي تو چـنديـن حسد، چـندين خيـال و ظـن بـد زآنسوی او چندان كشش،چندان چشش،چندان عطا
زینسو کشان سوی خوشان، زان سو كشان با ناخوشان يــا بـگـذرد يـا بـشـكنـد كـشتـي دريــن گـردابـهـــــا
از بــد پشـيـمان مـيشـوي، الله گـويـان مـيشـوي آن دم تــرا او مـيكــشـــد، تـا وارهــانــد مـر تــو را
از جـرم ترسان ميشوي، وزچاره پرسان مـيشوي آن لـحـظـه تـرسـاننـده را بــا خـود نميبينـي چـرا؟
چـنـدان دعـا كـن در نـهـان، چـنـدان بـنـال اندر شبان
گــر مـجرمي بــخشــيدمـت، وز جــرم آمــرزيـدمـت فــردوس خواهی دادمـت، خـامـش رها كن اين دعا
گفتـا نـه ايـن خواهـم نه آن، ديدارحق خواهم عيان گـر هـفـت بـحـر آتـش شـود، مـن در روم بـهـر لـقا
××××
|+| نوشته شده توسط شهره در چهارشنبه 23 فروردین1385 و ساعت 8:4 قبل از ظهر |
|
درباره وبلاگ
دوست دارم پس از آنکه در روی این زمین آنچه را که از من انتظار میكشید جلوه گر ساختم یکباره و بی آرزو بمیرم.
(مائده های زمینی- آندره ژید) منوی اصلی
صفحه نخستپست الكترونيك آرشيو مطالب خانگي سازی ذخيره كردن صفحه اضافه به علاقه منديها نوشته های پیشین
مرداد 1387دی 1386 شهریور 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اسفند 1385 آذر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 پيوندها
دخترم، ملکهي بهاردر آخرين چكاد با فرزاد فريد و گلهاي كاغذي قوس قزح حميد و كوچه باغهاي آسمان در انتظار يار با عادل آبتني رامين در حوضچهاش باز هم باران با مريم خاطرات سارا چشم غمگين حديث |
| Powered By BLOGFA - Designing & Supporting Tools By WebGozar |