| خانه | آرشیو | پست الکترونیک |
|
خوبان زمانه
من ندانستم از اول كه تو بي مهر و وفايي عهد نابستن از آن به كه ببندي و نپايي دوستان عيب كنندم كه چرا دل به تو دادم بايد اول به تو گفتن كه چنين خوب چرايي اي كه گفتي مرو اندر پي خوبان زمانه ما كجاييم درين بحر تفكر تو كجايي عشق و درويشي و انگشت نمايي و ملامت همه سهل است تحمل نكنم بار جدايي حلقه بر در نتوانم زدن از بيم رقيبان اين توانم كه بيايم سر كويت به گدايي شمع را بايد ازين خانه برون بردن و كشتن تا كه همسايه نداند كه تو در خانهي مايي كشتن شمع چه حاجت بود از بيم رقيبان پرتو روي تو گويد كه تو در خانهي مايي پرده بردار كه بيگانه خود آن روي نبيند تو بزرگي و در آيينهي كوچك ننمايي سعدي آن نيست كه هرگز ز كمند تو گريزد كه بدانست كه در بند تو خوشتر ز رهايي |+| نوشته شده توسط شهره در سه شنبه 15 فروردین1385 و ساعت 7:35 قبل از ظهر |
|
درباره وبلاگ
دوست دارم پس از آنکه در روی این زمین آنچه را که از من انتظار میكشید جلوه گر ساختم یکباره و بی آرزو بمیرم.
(مائده های زمینی- آندره ژید) منوی اصلی
صفحه نخستپست الكترونيك آرشيو مطالب خانگي سازی ذخيره كردن صفحه اضافه به علاقه منديها نوشته های پیشین
مرداد 1387دی 1386 شهریور 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اسفند 1385 آذر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 پيوندها
دخترم، ملکهي بهاردر آخرين چكاد با فرزاد فريد و گلهاي كاغذي قوس قزح حميد و كوچه باغهاي آسمان در انتظار يار با عادل آبتني رامين در حوضچهاش باز هم باران با مريم خاطرات سارا چشم غمگين حديث |
| Powered By BLOGFA - Designing & Supporting Tools By WebGozar |