| خانه | آرشیو | پست الکترونیک |
|
او بينهايت است
خداوند بی نهایت است؛ اما به قدر نیاز تو فرود میآید، به قدر آرزوی تو گسترده میشود، و به قدر ایمان تو کارگشاست.
|+| نوشته شده توسط شهره در شنبه 26 مرداد1387 و ساعت 8:9 قبل از ظهر |
حسرتی عاشقانه در دل
در محبس تنهایی، یا خفته در سرور آسمانیِ؛ اسیر زنجیر رنج، یا آسوده در آرامش بهشتی ...
خدایا کاش با من باشی! |+| نوشته شده توسط شهره در شنبه 1 دی1386 و ساعت 10:19 قبل از ظهر |
نظری ندارید؟
اگرچه چشم تو هم آن چنان شرابی نیست
دوست خوبم «حمید» کمی گرفتاره... پیشنهادی برای بهتر کنار آمدن با مشکلش دارین؟ اصلاً فکر می کنید مشکلات و غمها باعث رشد انسان می شود یا انسان را ناتوان تر میکنند؟ من طی چند سال اخیر با مشکلاتی غیرمترقبه روبرو شدم که باعث تغییر اساسی در نگرشم نسبت به دین، جامعه، روابط عاطفی و جهان اطرافم شد. اصلاً انگیزه ی من در وبلاگ نویسی همین تغییرات دیدگاهی بود. |+| نوشته شده توسط شهره در شنبه 17 شهریور1386 و ساعت 3:39 بعد از ظهر |
!همه ی آرزوهای من
اول از همه برايت آرزو ميكنم كه عاشق شوي، و اگر هستي، كسي هم به تو عشق بورزد، و اگر اينگونه نيست، تنهاييت كوتاه باشد، و پس از تنهاييت، نفرت از كسي نيابي.
آرزومندم كه اينگونه پيش نياید... اما اگر پيش آمد، بداني چگونه به دور از نااميدي زندگي کنی. برايت همچنان آرزو دارم دوستاني داشته باشي، از جمله دوستان بد و ناپايدار... برخي نادوست و برخي دوستدار... كه دست كم يكي در ميانشان بي ترديد مورد اعتمادت باشد.
و چون زندگي بدين گونه است، برايت آرزومندم كه دشمن نيز داشته باشي.نه كم و نه زياد... درست به اندازه، تا گاهي باورهايت را مورد پرسش قراردهند، كه دست كم يكي از آنها اعتراضش به حق باشد... تا كه زياده به خود غره نشوی. و نيز آرزومندم مفيد فايده باشي، نه خيلي غير ضروري... تا در لحظات سخت، وقتي ديگر چيزي باقي نمانده است، همين مفيد بودن كافي باشد تا تو را سرپا نگاه دارد. همچنين برايت آرزومندم صبور باشي، نه با كساني كه اشتباهات كوچك ميكنند... چون اين كار ساده اي است، بلكه با كساني كه اشتباهات بزرگ و جبران ناپذير ميكنند... و با كاربرد درست صبوريت براي ديگران نمونه شوی. و اميدوارم اگر جوان هستي، خيلي به تعجيل، رسيده نشوي. و اگر رسيده اي، به جوان نمائي اصرار نورزي، و اگر پيري، تسليم نااميدي نشوي... چرا كه هر سني خوشي و ناخوشي خودش را دارد ، و لازم است بگذاريم در ما جريان يابد. اميدوارم سگي را نوازش كنی، به پرنده اي دانه بدهي و به آواز يك سهره گوش كني، وقتي كه آواي سحرگاهيش را سر ميدهد... چراكه به اين طريق، احساس زيبايي خواهي يافت، به رايگان... اميدوارم كه دانه اي هم بر خاك بفشاني... هر چند خرد بوده باشد...و با روييدنش همراه شوي، تا دريابي چقدر زندگي در يك درخت وجود دارد. به علاوه اميدوارم پول داشته باشی، زيرا در عمل به آن نيازمندي... و سالي يكبار پولت را جلو رويت بگذاري و بگويي: " اين مال من است" ، فقط براي اينكه روشن كني كدامتان ارباب ديگري است ! و در پايان، اگر مرد باشي،آرزومندم زن خوبي داشته باشي... و اگر زني، شوهر خوبي داشته باشي، كه اگر فردا خسته باشيد، يا پس فردا شادمان، باز هم از عشق حرف برانيد تا از نو بيآغازید. اگر همه اينها كه گفتم برايت فراهم شد، ديگر چيزي ندارم برايت آرزو كنم.... - ويكتور هوگو - |+| نوشته شده توسط شهره در سه شنبه 5 تیر1386 و ساعت 7:53 قبل از ظهر |
!خوشبختی
|